قلب فاحشه

- تا حالا کسی رو بوسیدی

+آره آبجی کوچیکَم وقتی تازه به دنیااومده بود

- نه منظورم این نبود،  پسر ، تاحالا پسری رو بوسیدی؟

+اره پسر داییم ، وقتی چاردستوپا راه میرفت

- فاطمه تاحالا عاشق شدی اصن؟ چرا منظورمو نمیفهمی!

+آره عاشق که شدم، اما فقط عاشق شدم ، هیچکدومشونو نتونستم پرورش بدم توی قلبم

+عشق مثه یه گیاهه که باید بهش رسیدگی کنی تا خشک و پژمرده نشه

+اما من همیشه به خاطر یه چیزی که همیشه تو وجودم بود نتونستم از هیچکدوم از حس هایی تو قلبم به وجود اومدن مراقبت کنم فقط یه مدت آزارَم دادن و رفتن..البته جای زخمشون هیچوقت نمیره...میدونی که

- میشه توضیح بدی چی تو وجودت بوده؟آخه نمیفهمم!!!

+ خودمم دقیق نمیدونم، شاید غرور شاید ترس یا خجالت....

- منظورت از پرورش عشق چیه!!!!

+ ینی هرکاری که باعث قوی تر شدنه این حس بشه دیگه، حرفای قشنگ یا همین بوسی که شما گفتی مثلا...

+ من وقتی عاشق شدم حتی جرات نداشتم به طرف بگم، راستش هم غرورم نمیذاشت هم ترس داشتم ترس از شکسته شدنه غرورم

- من برات نگرانم فاطمه...متاسفانه باید جوابت کنم، تو هرگز جفت نخواهی گرفت....با این وضعیتت...خاکبرسرت..برو یه فکری برا خودت بکن...

  • ۰Like
  • چهارشنبه ۱۶ خرداد ۹۷
  • ۰۴:۲۴
Designed By Erfan Powered by Bayan